ترجمه "trabeated" به فارسی
تیری, (سقف) تیردار (نه ضربی), (پنجره) دارای تیر یا سنگ سردر (به جای تاق ضربی) بهترین ترجمه های "trabeated" به فارسی هستند.
trabeated
adjective
دستور زبان
Furnished with an entablature. [..]
-
تیری
-
(سقف) تیردار (نه ضربی)
-
(پنجره) دارای تیر یا سنگ سردر (به جای تاق ضربی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trabeated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trabeated" با ترجمه به فارسی
-
ساختمان تیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن