ترجمه "traction" به فارسی
کشش, انقباض, تورخش بهترین ترجمه های "traction" به فارسی هستند.
traction
verb
noun
دستور زبان
the act of pulling something along a surface using motive power [..]
-
کشش
nounCan Landshark get the traction it needs?
ميتونه لندشارک کشش لازم رو داشته باشه ؟
-
انقباض
nounand they seem to be the ones gaining traction,
و به نظر میاید که آنها هستند که دچار انقباض میشوند،
-
تورخش
-
ترجمه های کمتر
- (بار یا وسیله ی نقلیه و غیره) کشیدن
- (تایر اتومبیل و چرخ) اصطکاک
- (جا انداختن استخوان و غیره) ماهیچه کشی
- اصطکاک چرخ
- حمل (از طریق کشیدن با طناب و غیره)
- سطح اصطکاک
- نیروی کششی
- چکمان گیری
- کشش (در مقابل : رانش pulsion)
- کشیدن عضله
- یدک کشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "traction"
عباراتی شبیه به "traction" با ترجمه به فارسی
-
نیروی جانوری · وسيلهنقليه جانوري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن