ترجمه "tractable" به فارسی
رام, ورزیدنی, مطیع بهترین ترجمه های "tractable" به فارسی هستند.
tractable
adjective
دستور زبان
Capable of being easily led, taught, or managed; docile; manageable; governable. [..]
-
رام
I heartily wish our _Yahoos_ would be so tractable.
من از صمیم دل آرزومندم که یاهوهای ما نیز همچنان رام باشند.
-
ورزیدنی
-
مطیع
-
ترجمه های کمتر
- (فلز و غیره) نرم
- رام شدنی
- سر براه
- مهار پذیر
- چکش خوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tractable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tractable" با ترجمه به فارسی
-
سست مهاری · نرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن