ترجمه "tracks" به فارسی
چرخزنجیریها ترجمه "tracks" به فارسی است.
tracks
verb
noun
Plural form of track. [..]
-
چرخزنجیریها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tracks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tracks" با ترجمه به فارسی
-
جذب علایق
-
پارسنگ
-
چرخ ممتد
-
(با پای کثیف یا گلی) جای پا گذاشتن · (باردیابی)گیرآوردن 5 · (تانک و تراکتور) زنجیر · (تایراتومبیل) عاج 2 · (راه آهن) خط (ریل و تراورس) · (روی صفحه ی گرامافون یا نوار صوتی و غیره)شیار 3 · (فیلم برداری) با دوربین متحرک (از چیز در حال حرکت) فیلم برداشتن · (هواپیما و موشک و غیره) مسیریابی کردن · (ورزش) دو · (کامپیوتر- بخشی از نوار یا دیسک یا طبله که از زیر ایستگاه خواندن رد می شود) لبه · آهنگ · اثر · بنک · تاختگاه · جاده · جای پا · جای چرخ · حساب · خط · خط سیر · دنبال کردن · دنباله · دور مسابقه · راه · رجوع شود به soundtrack 1 · رجوع شود به tracking shot 4 · رد · رد پا · رد پای کسی یا چیزی را گرفتن · ردپا · ردیابی کردن · رشته · رصد کردن، رهگیری · روش · ریل راهآهن · ریل قطار · زمین مسابقه ی دو · زیرگذر · شنی 0 · شوسه · شیار · طریقه · عبور کردن · مسیر · مسیر مسابقه · مسیرسنجی کردن 6 · وابسته به دو · ورزش های دو و میدانی · پی جویی کردن · پیگیری کردن · کثیف کردن 8 · گذار · گذشت راه · گذشتن 7 · گلی کردن
-
راهآهن دو خطه
-
خط آهن · راه آهن
-
(ورزش یا مسابقه) دو و میدانی · دو و میدانی · علم ورزش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن