ترجمه "tract" به فارسی

مقاله, دستگاه, حد بهترین ترجمه های "tract" به فارسی هستند.

tract verb noun دستور زبان

An area or expanse of land. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقاله

    noun

    But men began to reject simple things, and to write tracts, interpretations, and philosophical studies.

    اما انسانها کمکم به چیزهای ساده پشت پا زدند و شروع به نگارش رسالهها و تفسیرها و مقالات فلسفی کردند.

  • دستگاه

    noun

    a series of connected body organs

    That's when the stomach gets twisted around the longitudinal axis of the digestive tract.

    اون وقتيه که معده دور محور طولي دستگاه گوارش ميپيچه.

  • حد

    noun

    If you are leaving the tract at not-at-homes, place it out of sight and avoid folding it unnecessarily.

    اگر تراکت را در خانههایی میگذارید که کسی در آنجا نیست، نباید در دید مردم باشد یا بیش از حد تا شود.

  • ترجمه های کمتر

    • رساله
    • قطعه
    • جزوه
    • ناحیه
    • معبر
    • جاده
    • مدت
    • منطقه
    • جهاز
    • گستره
    • پهنه
    • (قدیمی) گذشت زمان
    • (مهجور) رساله
    • (کالبد شناسی) دستگاه
    • اجتهاد نامه
    • بسته
    • سامانه زیستی
    • طول زمان
    • مدت زمان
    • مقاله ی طولانی و تبلیغاتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tract " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tract" با ترجمه به فارسی

  • عفونت دستگاه تنفسی فوقانی
  • راه هرمی · راههای مغزي ـ نخاعي · مسيرهاي هرمي · مسیرهای مغزی- نخاعی
  • جهاز هاضمه · دستگاه گوارش
  • التهاب لگنچه · انسداد پيشابراهي · بيماريهاي ارولوژيكي · بيماريهاي مثانه · بیماریهای دستگاه ادراری
  • جاده · معبر
  • جهاز هاضمه · دستگاه معدي-رودهاي · دستگاه گوارش · لوله گوارش · مجرای گوارش
  • دستگاه تنفسی فوقانی
  • مجرای ادراری
اضافه کردن

ترجمه های "tract" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه