ترجمه "tradesman" به فارسی
صنعتگر, پیشه ور, کاسب بهترین ترجمه های "tradesman" به فارسی هستند.
tradesman
noun
دستور زبان
A skilled manual worker (implied male). [..]
-
صنعتگر
-
پیشه ور
noun -
کاسب
nounPhilip imagined that she was in point of fact the widow of a small tradesman.
فیلیپ تصور میکرد که پیرزن باید بیوه یک کاسب کار خرده پا باشد.
-
ترجمه های کمتر
- سوداگر
- افزارمند
- دکاندار
- صنعتکار
- (انگلیس)
- دکان دار
- پیله ور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tradesman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن