ترجمه "trading" به فارسی

تجارت, خرید و فروش, علامت تجاری بهترین ترجمه های "trading" به فارسی هستند.

trading adjective noun verb دستور زبان

Present participle of trade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجارت

    noun

    Her husband's in the glove trade, and he's a very superior fellow.

    شوهرش تجارت دستکش دارد و آدم کلّه گندهیی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trading " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trading
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرید و فروش

    He used to trade in magical creatures on the side.

    در کنارش موجودات جادویی رو هم خرید و فروش می کرد

  • علامت تجاری

عباراتی شبیه به "trading" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trading" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه