ترجمه "traditional" به فارسی

سنتی, ترادادی, دیرمانی بهترین ترجمه های "traditional" به فارسی هستند.

traditional adjective دستور زبان

Of or pertaining to tradition; derived from tradition; communicated from ancestors to descendants by word only; transmitted from age to age without writing; as, traditional opinions; traditional customs; traditional expositions of the Scriptures. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنتی

    adjective

    of or pertaining to tradition [..]

    Wagner's traditional march surrounded by a flood of embellishments.

    رژهی سنتی واگنر که در میان کوهی از تزئینات واریاسیون ها احاطه شده بود.

  • ترادادی

  • دیرمانی

  • ترجمه های کمتر

    • فرادهشی
    • عرفی
    • قراردادی (قدیمی - traditive و traditionary هم می گفتند)
    • گذشته مانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " traditional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Traditional
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنتی

    adjective

    They were labeled with edifying placards that said Traditional Kerala Umbrella and Traditional Bridal Dowry 'box .

    آنها با اعلانهایی مانند چتر سنتی کر الا و صندوق جهیزیه عروسی سنتی آراسته شده بودند.

عباراتی شبیه به "traditional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "traditional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه