ترجمه "trailer" به فارسی

تریلر, ردیاب, دنباله بهترین ترجمه های "trailer" به فارسی هستند.

trailer verb noun دستور زبان

(Australian, New Zealand, US) A small vehicle, usually open-topped, towed behind another, and used for carrying equipment, etc, that cannot be carried in the leading vehicle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تریلر

    Can't keep the guns in the trailer days on end.

    نمیتونیم تمام روز تفنگ هارو تو تریلر نگه داریم

  • ردیاب

  • دنباله

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا) خانه ی متحرک (که چرخ دارد و یدک کشی می شود - mobile home هم می گویند)
    • (سینما و تلویزیون) نمایش صحنه های برنامه ی آینده
    • (شخص یا چیز) دنباله رو
    • (فیلم عکاسی و سینمایی و غیره) فیلم خالی در آخر حلقه
    • (قایق یا تریلر و غیره) به دنبال خود کشیدن
    • (کامیون) تریلی
    • از پسایند
    • برنامه ی آینده
    • ترک بند (اتاقک چرخ دار که اتومبیل یا کامیون به دنبال خود می کشد)
    • ردپا گیر
    • پس بند
    • پیش دید
    • پیشپرده (سینما)
    • یدک کش
    • یدک کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trailer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trailer

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 70.

+ اضافه کردن

"Trailer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trailer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "trailer"

عباراتی شبیه به "trailer" با ترجمه به فارسی

  • (کامیون) یدک کش و ترایلردار · کشنده-تریلر/اسب-تریلر
  • تریلر اسکلتی-تریلر کفی · تریلر کفی
  • یدککشها
  • توقفگاه کامیون های پس بند دار (تریلردار) · ماندگاه خانه های متحرک
اضافه کردن

ترجمه های "trailer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه