ترجمه "traipse" به فارسی

پرسه, خرامش, خرامیدن بهترین ترجمه های "traipse" به فارسی هستند.

traipse verb noun دستور زبان

(intransitive, obsolete) To walk in a messy or unattractively casual way; to trail through dirt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرسه

    Only person I've seen traipsing round London in their underwear is you.

    تنها آدمي که من ديدم تو لندن با شُورتش پرسه بزنه خودت بودي.

  • خرامش

  • خرامیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مچیدن
    • چمش
    • چمیدن
    • (عامیانه)
    • خیابان گز کردن
    • راه رفتن
    • قدم زدن
    • یالم یالم راه رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " traipse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "traipse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه