ترجمه "trait" به فارسی
ویژگی, صفت, خصلت بهترین ترجمه های "trait" به فارسی هستند.
(computing, programming) In object-oriented programming, an uninstantiable collection of methods that provides functionality to a class by using the class’s own interface. [..]
-
ویژگی
nounIt's just necessary or interesting that it might have one good, unique trait.
ولی جالب این جاست که همین سیب ممکن است یک ویژگی منحصر به فرد داشته باشد.
-
صفت
nounan identifying characteristic, habit or trend
There's a personality trait that throws us off.
یک صفت شخصیتی وجود دارد که ما را منحرف میکند.
-
خصلت
an identifying characteristic, habit or trend
because we're too stubborn and we have all these other traits.
چون خیلی سرسخت بودیم و همه مون خصلت های دیگه ای داشتیم.
-
ترجمه های کمتر
- خصیصه
- خصوصیت
- نشان
- منش
- (به ویژه شخصیت) ویژگی
- (نادر) اثر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trait " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trait" با ترجمه به فارسی
-
خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
-
ویژگی
-
صفت مغلوب
-
(پزشکی) ویژگی داس گویچه
-
صفات شخصیتی
-
صفات زراعي · نشانويژگيهاي محصول زراعي · نشانويژگيهاي گياه زراعي · نشانویژگیهای زراعی