ترجمه "tranquil" به فارسی
آرام, آسوده, ناجنبا بهترین ترجمه های "tranquil" به فارسی هستند.
tranquil
adjective
دستور زبان
Free from emotional or mental disturbance. [..]
-
آرام
adjectiveIt was a day of pale gold and faded green, tranquil andlingering.
روز به رنگ طلایی مات و سبز کمرنگ بود، آرام و دیر گذر.
-
آسوده
for my spirits are not yet tranquil enough to let me sleep when it would be seasonable.
چون فکر من هنوز آنقدر راحت نیست که بتوانم آسوده بخوابم
-
ناجنبا
-
ترجمه های کمتر
- راکد
- ساکن
- صاف
- آرام شده
- آرام کرده
- با صفا
- بدون موج
- بی جنبش
- بی دغدغه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tranquil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tranquil" با ترجمه به فارسی
-
آرام · آرامش · آرامی · آسودگی · استراحت · رفاه · سکون · صفا
-
آرام کردن · ارام کردن · اسوده کردن
-
(شخص یا دارو) آرامبخش · مسکن
-
مسکن
-
(به ویژه با دارو) آرام کردن · آرام کردن · تسکین دادن
-
آرامش · آسودگی · ارامش · اسایش خاطر · استراحت · اسودگی · راحت · سکون · صفا
-
داروی مسکن
-
داروی مسکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن