ترجمه "tranquility" به فارسی
آرامش, ارامش, اسودگی بهترین ترجمه های "tranquility" به فارسی هستند.
tranquility
noun
دستور زبان
Alternative spelling of tranquillity. [..]
-
آرامش
nounLittle Gavroche entered the enclosure and gazed at the forms of these ruffians with a tranquil air.
پتی گاو روش وارد محوطه شد، با آرامش بسیار چهره دزدان را نگریست.
-
ارامش
-
اسودگی
-
ترجمه های کمتر
- سکون
- آسودگی
- صفا
- استراحت
- راحت
- اسایش خاطر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tranquility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tranquility" با ترجمه به فارسی
-
آرام · آرام شده · آرام کرده · آسوده · با صفا · بدون موج · بی جنبش · بی دغدغه · راکد · ساکن · صاف · ناجنبا
-
آرام · آرامش · آرامی · آسودگی · استراحت · رفاه · سکون · صفا
-
آرام کردن · ارام کردن · اسوده کردن
-
(شخص یا دارو) آرامبخش · مسکن
-
مسکن
-
(به ویژه با دارو) آرام کردن · آرام کردن · تسکین دادن
-
داروی مسکن
-
داروی مسکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن