ترجمه "transfusion" به فارسی
تزریق خون, تزریق, تراریزی بهترین ترجمه های "transfusion" به فارسی هستند.
transfusion
noun
دستور زبان
(medicine) The transfer of blood or blood products from one individual to another. [..]
-
تزریق خون
nounDoctors often recommend blood transfusions to counteract the aggressive nature of chemotherapy.
پزشکان اغلب برای مقابله با اثرات سوء شیمیدرمانی تزریق خون را پیشنهاد میکنند.
-
تزریق
nounShe was given four blood transfusions during the operation to remove the bullets.
رساندند و طی عمل بیرون آوردن گلولهها از بد نتش ، به او چهار واحد خون تزریق کردند.
-
تراریزی
-
ترجمه های کمتر
- ترامیزی
- تراوش
- انتقال خون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transfusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transfusion" با ترجمه به فارسی
-
قابل تزریق در جسم دیگری
-
پزشکی انتقال خون
-
قابل تزریق در جسم دیگری
-
انتقال خون · تزریق · تزریق خون · نوخ قيرزت
-
(آبگونه) فرا گرفتن · (خون و غیره) تزریق کردن · تراریز شدن · ترامیختن · تراویدن · درآژیدن · رسوخ کردن · منتقل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن