ترجمه "transfuse" به فارسی
ترامیختن, تراویدن, درآژیدن بهترین ترجمه های "transfuse" به فارسی هستند.
transfuse
verb
دستور زبان
(transitive, medicine) To administer a transfusion. [..]
-
ترامیختن
-
تراویدن
-
درآژیدن
-
ترجمه های کمتر
- (آبگونه) فرا گرفتن
- (خون و غیره) تزریق کردن
- تراریز شدن
- رسوخ کردن
- منتقل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transfuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transfuse" با ترجمه به فارسی
-
قابل تزریق در جسم دیگری
-
پزشکی انتقال خون
-
قابل تزریق در جسم دیگری
-
انتقال خون · تزریق · تزریق خون · نوخ قيرزت
-
انتقال خون · تراریزی · ترامیزی · تراوش · تزریق · تزریق خون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن