ترجمه "transgression" به فارسی
نافرمانی, گناه, خطا بهترین ترجمه های "transgression" به فارسی هستند.
transgression
noun
دستور زبان
A violation of a law, command or duty [..]
-
نافرمانی
violation of a law, command or duty
in Thy great goodness and Thy many mercies regard not our transgressions and iniquities!
با لطف و مروت پایانناپذیر خود نافرمانی و گناهان ما را ببخش!
-
گناه
nounI’m aware of a man who was involved in moral transgressions several years ago.
من از یک مردی که چند سال پیش در گناه اخلاقی درگیر بود آگاهی دارم.
-
خطا
nounAnd he knew that we would occasionally transgress.
او میدانست که گاه خطا خواهیم کرد.
-
ترجمه های کمتر
- تجاوز
- معصیت
- تخطی
- فراروی
- ترا رفت
- ترا روی
- فرا روی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transgression " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transgression" با ترجمه به فارسی
-
هنر هنجارشکن
-
خاطی · خطاکار · عاصی · متجاوز · گناهکار
-
(از حد خود یا مرز و غیره) فراتر رفتن · (از قانون و غیره) تخطی کردن · تجاوز کردن · تجاوز کردن از · تخلف کردن · دست درازی کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پا گذاشتن · معصیت کردن · نقض کردن · پا فرا نهادن · گناه کردن
-
داستان هنجارشکن
-
(از حد خود یا مرز و غیره) فراتر رفتن · (از قانون و غیره) تخطی کردن · تجاوز کردن · تجاوز کردن از · تخلف کردن · دست درازی کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پا گذاشتن · معصیت کردن · نقض کردن · پا فرا نهادن · گناه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن