ترجمه "transgressive" به فارسی
خاطی, خطاکار, عاصی بهترین ترجمه های "transgressive" به فارسی هستند.
transgressive
adjective
noun
دستور زبان
Involving transgression; that passes beyond some limit; sinful. [..]
-
خاطی
-
خطاکار
-
عاصی
adjective noun proper
-
ترجمه های کمتر
- متجاوز
- گناهکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transgressive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "transgressive" با ترجمه به فارسی
-
هنر هنجارشکن
-
تجاوز · تخطی · ترا رفت · ترا روی · خطا · فرا روی · فراروی · معصیت · نافرمانی · گناه
-
(از حد خود یا مرز و غیره) فراتر رفتن · (از قانون و غیره) تخطی کردن · تجاوز کردن · تجاوز کردن از · تخلف کردن · دست درازی کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پا گذاشتن · معصیت کردن · نقض کردن · پا فرا نهادن · گناه کردن
-
داستان هنجارشکن
-
(از حد خود یا مرز و غیره) فراتر رفتن · (از قانون و غیره) تخطی کردن · تجاوز کردن · تجاوز کردن از · تخلف کردن · دست درازی کردن · دلخور کردن · رخنه کردن در · زیر پا گذاشتن · معصیت کردن · نقض کردن · پا فرا نهادن · گناه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن