ترجمه "translocation" به فارسی
تراجایی, جابجایی, جایگیری بهترین ترجمه های "translocation" به فارسی هستند.
translocation
noun
دستور زبان
Removal of things from one place to another; displacement; substitution of one thing for another. [..]
-
تراجایی
-
جابجایی
-
جایگیری
noun
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی - زاد شناسی) ترا جایی
- انتقال آب
- تراجايي غذايي در گياهان
- تغییر جا
- جريان شيره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " translocation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "translocation" با ترجمه به فارسی
-
انتقال آب · تراجايي غذايي در گياهان · تراجایی · جريان شيره
-
تراجایی کروموزوم
-
ترا جا کردن · جابجا کردن · موجب عوض شدن جا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن