ترجمه "translucent" به فارسی
مات, نیمه شفاف, هویدا بهترین ترجمه های "translucent" به فارسی هستند.
translucent
adjective
دستور زبان
Allowing light to pass through but diffusing it. [..]
-
مات
adjectiveBehind the translucent panels, the fluorescents had begun to glow weakly.
پشت شیشههای مات چراغهای سقف، لامپهای مهتابی بانورضعیفی روشن شده بود.
-
نیمه شفاف
adjectiveThe dungeon was full of hundreds of pearly white, translucent people
صدها انسان سفید و نیمه شفاف در دخمه بودند
-
هویدا
-
ترجمه های کمتر
- واضح
- آشکار
- (آنچه که نور را از خود رد می کند) ترا رخشا
- (نادر) رجوع شود به transparent
- روشن (translucid هم می گویند)
- نور تراو (در برابر: فرانما transparent)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " translucent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "translucent" با ترجمه به فارسی
-
خواص نوری · درخشش اپالی · ضريب شکست · فرانمايي · فسفورسانس · قابليت عبور نور · قطبش · ماتی · نیم شفافی · پراكندگي نور
-
ماتی · نیم شفافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن