ترجمه "transmute" به فارسی

تراجهیدن, ترا گردانی کردن, ترادیس کردن بهترین ترجمه های "transmute" به فارسی هستند.

transmute verb دستور زبان

(transitive) To change, transform or convert one thing to another, or from one state or form to another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراجهیدن

    فعل

    تراجهیدن

  • ترا گردانی کردن

  • ترادیس کردن

  • ترجمه های کمتر

    • تغییر ماهیت دادن
    • تغییر هیئت دادن
    • تغییرماهیت دادن
    • دگردیس کردن
    • دگرسان کردن
    • مستحیل شدن (transform هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transmute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transmute" با ترجمه به فارسی

  • تراجهش پذیر، تراجهیدنی · قابل تبدیل · قابل ترجمه · قابل تسعیر · قابل تعبیر
  • (شیمی) تبدیل هسته ای · (نادر) رجوع شود به fluctuation · (کیمیاگری) تبدیل آهن به طلا · استحاله · ترا ریخت · ترا گردانی · تراجهش · ترادیسی · تغییر شکل · تغییر ماهیت دادن · دگر سانی · دگردیسی
اضافه کردن

ترجمه های "transmute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه