ترجمه "transversely" به فارسی

بطوراریب یا متقاطع ع ترجمه "transversely" به فارسی است.

transversely adverb دستور زبان

In a transverse manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطوراریب یا متقاطع ع

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transversely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "transversely" با ترجمه به فارسی

  • موج عرضی
  • (هر برجستگی یا اندام که بر ستون مهره ها عمود باشد) برجستگی ورین
  • صفحه عرضی
  • دید بالایی-پایینی
  • خط تراگشتی · خط قاطع دو یا چند خط دیگر · خط متقاطع · رجوع شود به transverse · سرتاسر · همبر
  • (بخش میانی روده ی بزرگ که افقی است) ستون روده ی میانی
  • از عرض · از پهنا · تراگشتی · در عرض · سراسری · سرتاسر · سرتاسری · عرضی · متقاطع · مورب · همبر · ورین · پهنایی
اضافه کردن

ترجمه های "transversely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه