ترجمه "traumatism" به فارسی
تن تکان, روان تکان, عامل تکان دهنده بهترین ترجمه های "traumatism" به فارسی هستند.
traumatism
noun
دستور زبان
A physical or mental injury that is the result of trauma [..]
-
تن تکان
-
روان تکان
-
عامل تکان دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traumatism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "traumatism" با ترجمه به فارسی
-
تروماتیک اسید
-
ضربه مغزی
-
دچار تن تکان یا روان تکان کردن · زخم زدن · زخمی کردن · شوکه کردن
-
اختلال استرس پس از سانحه · اختلال تنشزای پس از رویداد
-
آسيبهاي تروماتيك · ضایعهها · ضربه · لیژنها
-
تکان دهنده · تکانشی · دردناک · دلخراش · روان تکانشی · ضربه ای · ضغطه انگیز · ناشی از ضایعه
-
دچار تن تکان یا روان تکان کردن · زخم زدن · زخمی کردن · شوکه کردن
-
تکان دهنده · تکانشی · دردناک · دلخراش · روان تکانشی · ضربه ای · ضغطه انگیز · ناشی از ضایعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن