ترجمه "travail" به فارسی
زحمت, مشقت, کوشش بهترین ترجمه های "travail" به فارسی هستند.
travail
verb
noun
دستور زبان
(archaic) Work, especially when arduous or painful; excessive labor, suffering. [from 13th c.] [..]
-
زحمت
noun -
مشقت
noun -
کوشش
noun
-
ترجمه های کمتر
- رنج
- رنجبری
- مروسیدن
- ثقل
- عذاب
- اعمال زور
- جان کندن
- خون دل
- درد زایمان
- درد زایمان داشتن
- درد شدید
- رنجبری کردن
- زحمت کشیدن
- سخت کار کردن
- کار شاق
- کار طاقت فرسا
- کار طاقت فرسا کردن
- کد یمین
- کوشش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " travail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن