ترجمه "treasure" به فارسی
گنجینه, گنج, اندوختن بهترین ترجمه های "treasure" به فارسی هستند.
(uncountable) A collection of valuable things. [..]
-
گنجینه
nouncollection of valuable things
Their souls cannot tear themselves away from their bodies mounting guard over the discovered treasure.
روحشان از بدنشان جدا نمیشود و مدام بر فراز گنجینه کشف شده نگهبانی میدهد.
-
گنج
nounconcentration of riches
In the same coffer he had placed his other treasures, the Bishop's candlesticks.
در همین صندوق گنج دیگرش را نیز گذاشته بود و آن شمعدانهای اسقف بود.
-
اندوختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ثروت
- خزانه
- گرامی داشتن
- دفینه
- نفیس
- نقشینه
- (شخص یا چیز) پر بها
- ارزش زیاد قائل شدن (برای)
- تسلی دادن
- عزیز شمردن
- گرد آوردن
- گوهر خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " treasure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Treasure (company)
"Treasure" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Treasure در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "treasure" با ترجمه به فارسی
-
خزانه دار · خزانهدار · خزانهداری · صندوقدار · کهند · گنجور
-
(مجازی) گنجینه · خزانه · گنجدان · گوهر خانه
-
(بازی کودکان) گنج یابی · جستجوی گنج · مسابقه برای پیدا کردن چیز نهفته
-
خزانه · نیان · گنجینه
-
کشف مهم · گنج · گنج بی صاحب (که مال یا بنده است) · گنج یافته شده · یابش بزرگ
-
گنجهای راکهام
-
اندوختنی
-
خزانه دار · خزانهدار · خزانهداری · صندوقدار · کهند · گنجور