ترجمه "trekking" به فارسی
راهنوردی ترجمه "trekking" به فارسی است.
trekking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of trek. [..]
-
راهنوردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trekking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "trekking"
عباراتی شبیه به "trekking" با ترجمه به فارسی
-
سفر به ستارگان - سفر ستاره ای · پیشتازان فضا
-
(آهسته و با زحمت) مسافرت کردن · (افریقای جنوبی) با گاری سفر کردن · (افریقای جنوبی) سفر با گاری (که توسط گاو نر کشیده می شود) · (عامیانه) سفر کوتاه · راه پیمایی · سفر · سفر پیاده · مهاجرت · کند پیشرفت کردن · کوچ
-
(آهسته و با زحمت) مسافرت کردن · (افریقای جنوبی) با گاری سفر کردن · (افریقای جنوبی) سفر با گاری (که توسط گاو نر کشیده می شود) · (عامیانه) سفر کوتاه · راه پیمایی · سفر · سفر پیاده · مهاجرت · کند پیشرفت کردن · کوچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن