ترجمه "tremor" به فارسی

رعشه, لرزش, لرزه بهترین ترجمه های "tremor" به فارسی هستند.

tremor verb noun دستور زبان

A shake, quiver, or vibration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رعشه

    noun

    An unintentional, somewhat rhythmic, muscle movement involving to-and-fro movements (oscillations) of one or more parts of the body. [..]

    The electrodes are turned off now, and you can see that she has tremor.

    اين الكترودها حالا خاموش مىشوند، و شما مىتوانيد ببينيد كه رعشه دارد.

  • لرزش

    noun

    shake, quiver, or vibration

    So he suffered from essential tremor for many years.

    خُب اون سالهاست که از بیماری لرزش رنج میبرد.

  • لرزه

    noun

    I felt the tremors rock me from head to toe, and I did not try to stop them.

    حس میکردم سر تا پایم به لرزه درآمده و سعی نکردم جلوی آن را بگیرم.

  • ترجمه های کمتر

    • لرز
    • ارتعاش
    • لرزیدن
    • تشنجها
    • دشتنظیمی
    • سنكوپ
    • اغما
    • نوسان
    • آشفتگی
    • آوای لرزان
    • احتباس مايعات بدن
    • اختلالات عصبي-هورموني
    • زلزله خفیف
    • صدای مرتعش
    • لرزش داشتن
    • هیجان شدید
    • که زلزله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tremor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tremor" با ترجمه به فارسی

  • زلزله خفیف · لرزش · لرزه · که زلزله
  • زمینلرزهها · لرزشهای زمین
اضافه کردن

ترجمه های "tremor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه