ترجمه "trenchant" به فارسی
برنده, تیز, سخت بهترین ترجمه های "trenchant" به فارسی هستند.
trenchant
adjective
دستور زبان
(obsolete) Fitted to trench or cut; gutting; sharp. [..]
-
برنده
adjective -
تیز
adjectivein place of swords wield trenchant blades of Damascus steel
یا به جای شمشیر قدارههای بلند و تیز دمشقی داشته باشند،
-
سخت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بران
- (مجازی) نافذ
- تند و تیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trenchant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن