ترجمه "trend" به فارسی

روند, گرایش, تمایل بهترین ترجمه های "trend" به فارسی هستند.

trend verb noun دستور زبان

An inclination in a particular direction [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روند

    Noun

    The same trend can be discerned during the ongoing special elections.

    همین روند برای انتخابات جاری نیز قابل پیشبینیست.

  • گرایش

    noun

    At that time, sound was trending, and this struck me ...

    در آن زمان، به صدا گرایش یافتم و و با آن برخورد کردم...

  • تمایل

    noun

    So I would say that even today, the trend in the developing world

    بنابراین مایلم بگویم که حتی امروز تمایل در کشورهای در حال توسعه

  • ترجمه های کمتر

    • مد
    • روال
    • رویه
    • منوال
    • امتداد
    • راستا
    • مسیر
    • جهت
    • رواج
    • امتداد داشتن
    • باب روز
    • تغییر عقیده دادن
    • تغییرجهت دادن
    • تمایل داشتن
    • راستا داشتن
    • رسم معمول
    • رو به (سویی) رفتن
    • عمومی و رایج
    • منحرف شدن
    • کج شدن
    • کنار رفتن
    • گذر راه
    • گرایش داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trend
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روند

    Noun

    Trend-following would have been great in the '60s,

    دنبال کردن روند برای دههی ۶۰ عالی بود،

عباراتی شبیه به "trend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه