ترجمه "trepidation" به فارسی
رعشه, لرزش, دلهره بهترین ترجمه های "trepidation" به فارسی هستند.
trepidation
noun
دستور زبان
A fearful state; a state of hesitation or concern. [..]
-
رعشه
-
لرزش
noun -
دلهره
It was with some trepidation that I perceived the hour approach when I was to repair with my charge to the drawing room.
همچنان که ساعت حضور در تالار پذیرایی نزدیک میشد احساس دلهره میکردم.
-
ترجمه های کمتر
- ارتعاش
- نگرانی
- وحشت
- آسیمگی
- واهمه
- لرزه
- بیم وهراس
- ترس و لرز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trepidation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن