ترجمه "trespass" به فارسی
تجاوز, تعدی, فراتازی بهترین ترجمه های "trespass" به فارسی هستند.
trespass
verb
noun
دستور زبان
(1290) sin [..]
-
تجاوز
noun -
تعدی
-
فراتازی
-
ترجمه های کمتر
- تحمیل
- احجاف
- غصب
- (اخلاق و قانون و غیره) تخلف کردن
- (از کسی یا چیزی) سو استفاده کردن
- (حقوق) ورود غیر مجاز
- (ملک و غیره) تجاوز کردن
- اجحاف کردن
- بی اجازه داخل شدن
- تحمیل کردن
- تخطی کردن
- تعدی کردن
- زیر پا گذاشتن
- سرزده آمدن
- عدول کردن
- فراتازی کردن
- فزون روی
- مرتکب گناه شدن
- معصیت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trespass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trespass" با ترجمه به فارسی
-
تجاوز کردن · حد شکن · خاطی · خلافکار · متجاوز · متخلف · مخل · مزاحم
-
تجاوز
-
تجاوز کردن · حد شکن · خاطی · خلافکار · متجاوز · متخلف · مخل · مزاحم
-
تجاوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن