ترجمه "trials" به فارسی

کارآزماییها, آزمايشها, آزمایشگری بهترین ترجمه های "trials" به فارسی هستند.

trials noun

Plural form of trial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآزماییها

  • آزمايشها

    plants respond to human stimuli. it has been proven in trials

    گياهان به هشدار انسانها جواب ميدن اين با آزمايشها اثبات شده

  • آزمایشگری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trials " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trials" با ترجمه به فارسی

  • یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
  • کارآزمایی بالینی
  • تراز آزمایشی اصلاح شده ثبت اصلاحی
  • مسابقه ی سرعت و شکار یابی سگ های شکاری (در دشت شکار)
  • آروین · آزمایش · آزمایشی · آزمون · آزمونی · استفاده آزمایشی · امتحان · امتحانی · داد خواهی · دادرسی · دردسر · دشواری · سختی · سعی · سنجش · محاکمه · محنت · مرارت · مصیبت · ناملایم (ناملایمات) · کوش · کوشش
  • غربالگري واريتهاي · کارآزماییهای واریته
  • ترازآزمایشی اختتامی
  • آزمايشهاي ميداني · آزمایشگری میدانی · کارآزماییهای ميداني
اضافه کردن

ترجمه های "trials" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه