ترجمه "tribal" به فارسی
عشایری, ایلیاتی, ایلی بهترین ترجمه های "tribal" به فارسی هستند.
tribal
adjective
noun
دستور زبان
Of, or relating to, tribes [..]
-
عشایری
Beyond them were the strange sights of villages of Christian tribal Arabs, under sheikhs.
باز هم کمی آن طرف تر دهکدههای اعراب مسیحی قرار داشت که عشایری تحت نفوذ شیوخ بودند
-
ایلیاتی
-
ایلی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- طایفه ای
- قبیله ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tribal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tribal
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 72.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tribal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tribal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tribal"
عباراتی شبیه به "tribal" با ترجمه به فارسی
-
شیخ
-
شیخ
-
رئیس · رئیس قبیله · سالار · قائد · پیشوا
-
ایل گرایی · حکومت ایلخانی · زندگی ایلیاتی · عشیره ای · قبیله گرایی · قبیله ی گرایی · نظام قبیله ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن