ترجمه "tribesman" به فارسی

هم قبیله, عضو قبیله, قبیله نشین بهترین ترجمه های "tribesman" به فارسی هستند.

tribesman noun دستور زبان

A male member of a tribe. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هم قبیله

    noun
  • عضو قبیله

  • قبیله نشین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tribesman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tribesman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه