ترجمه "trickly" به فارسی

زرنگ, باریک, دشوار بهترین ترجمه های "trickly" به فارسی هستند.

trickly adverb دستور زبان

Pouring in trickles.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زرنگ

    adjective
  • باریک

    adjective
  • دشوار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • نیرنگ باز
    • وسیله دار
    • گول زن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trickly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "trickly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه