ترجمه "tricky" به فارسی
نیرنگ آمیز, دشوار, مزور بهترین ترجمه های "tricky" به فارسی هستند.
tricky
adjective
دستور زبان
hard to deal with, complicated [..]
-
نیرنگ آمیز
adjectiveBut it became a little tricky when we were stopped by the police,
ولی وقتی پلیس جلوی مارو میگرفت این قضایا یکم نیرنگ آمیز میشد
-
دشوار
adjectiveThe tricky part was getting onto platform nine and three quarters
تنها بخش دشوار کار، زائد رفتن به سکوی نه و سه چهارم بود
-
مزور
adjectivebecause the Conservatives are tricky.
زیرا محافظهکاران مزور و ریاکار هستند.
-
ترجمه های کمتر
- مکار
- موذی
- قِلِقدار
- ناقلا
- دغلکار
- دغلکارانه
- مکرآمیز
- متقلب
- جاذب
- آب زیر کاه
- حیله آمیز
- حیله مانند
- حیله گر
- خدعه آمیز
- روباه صفت
- شیطنت آمیز
- مستلزم دقت زیاد
- نیرنگ باز
- نیرنگ مانند
- پر تزویر
- پر حیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tricky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tricky" با ترجمه به فارسی
-
بی ثباتی · دشواری · گول زنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن