ترجمه "trim" به فارسی

آراستن, حالت, هرس کردن بهترین ترجمه های "trim" به فارسی هستند.

trim adjective verb noun adverb دستور زبان

(transitive) to reduce slightly; to cut; especially, to remove excess; e.g. 'trim a hedge', 'trim a beard'. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb
  • حالت

    noun
  • هرس کردن

    verb

    Some routine candy tree trimming.

    کارهاي عادي مثل هرس کردن درخت هاي آب نباتي

  • ترجمه های کمتر

    • مرتب
    • آرایش
    • تزیین
    • منظم
    • وضع
    • درست
    • دهناد
    • راستاد
    • بسامان
    • پیراستن
    • پیرایش
    • منبسط
    • کاستن
    • چیدن
    • کناره
    • ترتیب
    • (آماده سازی کشتی برای حرکت) بادبان ها و طناب ها را آراستن
    • (اتومبیل و کشتی و موتور و غیره) بی عیب و نقص
    • (با تغییر دادن جای محمولات یا وزنه ی تعادل و غیره کشتی یا هواپیما را) متعادل کردن
    • (به ویژه در اطراف پنجره و در) گچکاری آذینی
    • (جامه و غیره)حاشیه
    • (در اصل) آماده کردن
    • (سر مو یا شاخ و برگ و غیره) زدن
    • (عامیانه) سخت شکست دادن
    • (عامیانه) سرزنش کردن
    • (عامیانه) کتک زدن
    • (مهجور) شخصیت انسان
    • (مو و شاخ و برگ و غیره) اصلاح
    • (هواپیما یا کشتی) نشست
    • (ویراستاری یا سانسور فیلم) تکه ی بریده شده
    • آذین بندی
    • آراسته
    • اختلاس کردن 4
    • اصلاح کردن
    • بریده 0
    • به اندازه ی مطلوب در آوردن
    • تار ومار کردن 1
    • تر و تمیز 1
    • ترازمند کردن
    • ترازمندی 7
    • تزیین کردن
    • تزیینات داخل و خارج اتومبیل
    • تعدیل کردن
    • تغییر رای دادن
    • تنبیه کردن 0
    • تنظیم کردن
    • حاشیه دوزی 6
    • خوش ترکیب
    • خوش ریخت 2
    • خوش طرح
    • خوش لباس
    • خوش هیکل
    • خوش کار 3
    • رجوع شود به window dressing 5
    • سازگار کردن
    • سامان مند
    • سر شاخه زنی 4
    • سرشاخه زدن
    • عقیده ی خود را عوض کردن
    • مجهز کردن
    • مختصر کردن
    • مهیا کردن
    • میانه روی کردن 2
    • میزان آب سواری (buoyancy) زیردریایی 8
    • نان به نرخ روز خوردن
    • نظم 3
    • نهاد 9
    • نکوهش کردن
    • همتراز کردن
    • وزن کم کردن
    • وفق دادن
    • چوب بری زینتی
    • چوب زدن
    • کلاهبرداری کردن
    • کوتاه سازی
    • کوتاه کردن
    • کوته وار کردن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trim" با ترجمه به فارسی

  • آراستگی · زیبایی
  • (جمع) بخش های بریده شده و زاید هر چیز (به ویژه گوشت) · (خوراک) مخلفات · (عامیانه) شکست فاحش · (عامیانه) کتک مفصل · (عامیانه) کلاهبرداری · آذین · اصلاح مو · تاجزني درخت · تزیین · تنكسازي · حاشیه دوزی · حاشیه ی تزیینی (لباس و غیره) · دغلکاری · زواید · زیپ · زیپ دوزی · سرشاخه زنی · سرشاخهزني · فریب · هرس · هرس خشك · هرس سبز · کوتاه کردن مو · گول زنی
  • هرس کردن
  • باقیماندههای الوارکنی · ضایعات الوارکنی · پسماندههای الوارکنی · پوست درخت · چوب پسمانده
  • برش و سوراخکاری
  • سرشاخهزني (گياهان)
  • نقاط مقطع
  • پسماندههای باغی
اضافه کردن

ترجمه های "trim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه