ترجمه "trot" به فارسی

یورتمه رفتن, یورتمه, لکه بهترین ترجمه های "trot" به فارسی هستند.

trot verb noun دستور زبان

A gait of horses between walk and canter, a diagonal gait, i.e., in which diagonal pairs of legs move together. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یورتمه رفتن

    noun verb

    (of a horse) move at a gait between a walk and a canter [..]

    He got up and started trotting toward the east.

    سِثْ بلند شد و شروع به یورتمه رفتن به سمت شرق کرد

  • یورتمه

    gait of an animal between walk and canter [..]

    The demon master clicks his fingers and Vein trots over.

    ارباب شیطانی بشکن میزند و وِین یورتمه کنان به سمتش میآید.

  • لکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خرامیدن
    • شتابیدن
    • عجوزه
    • شتافتن
    • (انسان) راه رفتن تند (میان دویدن و راه روی معمولی)
    • (خودمانی) رجوع شود به pony
    • (قدیمی - تحقیرآمیز) پیرزن
    • (گام برداری اسب و غیره) یورتمه
    • به سرعت حرکت کردن
    • تاپاق تاپاق
    • دزدی ادبی
    • رجوع شود به trotline
    • صدای پای اسب یورتمه رو
    • لکه رفتن
    • مسابقه ی یورتمه روی (اسب)
    • نیم دو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trot noun دستور زبان

Trotskyist [..]

+ اضافه کردن

"Trot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "trot"

عباراتی شبیه به "trot" با ترجمه به فارسی

  • (اسب سواری) یورتمه ی آهسته · (رقص) فوکس تروت
  • انجام آهسته و ملالت آور کاری (به ویژه کاری که تازگی ندارد) · یورتمه ی یکنواخت و آهسته
  • (نوعی رقص و موسیقی آن که در اوایل قرن بیستم در امریکا رواج داشت) رقص بوقلمونی · موسیقی بوقلمونی
اضافه کردن

ترجمه های "trot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه