ترجمه "trotter" به فارسی

کاری, (آدم) فعال, (به ویژه اسب) یورتمه رو بهترین ترجمه های "trotter" به فارسی هستند.

trotter noun دستور زبان

A horse trained for harness racing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاری

  • (آدم) فعال

  • (به ویژه اسب) یورتمه رو

  • ترجمه های کمتر

    • (خوراک - گوسفند یا خوک) پاچه
    • دایما در دوندگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trotter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Trotter noun proper دستور زبان

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Trotter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Trotter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "trotter" با ترجمه به فارسی

  • جهانگرد · عیار · کسی که مکرر به جاهای مختلف جهان سفر می کند
اضافه کردن

ترجمه های "trotter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه