ترجمه "troublemaker" به فارسی
مفتن, آشوبگر, مزاحم بهترین ترجمه های "troublemaker" به فارسی هستند.
troublemaker
noun
دستور زبان
One who causes trouble; especially, one who causes trouble deliberately. [..]
-
مفتن
-
آشوبگر
-
مزاحم
noun
-
ترجمه های کمتر
- آشوب انگیز
- فتنه انگیز
- مسئله آفرین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " troublemaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن