ترجمه "truant" به فارسی

کاهل, (طفل) گریزپا, (مهجور) آدم تنبل بهترین ترجمه های "truant" به فارسی هستند.

truant adjective verb noun دستور زبان

Describing one who is truant, absent without permission, especially from school. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاهل

  • (طفل) گریزپا

  • (مهجور) آدم تنبل

  • ترجمه های کمتر

    • از مدرسه فرار کردن
    • از مسئولیت شانه خالی کردن
    • تنه لش
    • طفره رو
    • فراری ازمدرسه
    • مخفف کلمات
    • مدرسه گریزی کردن
    • وظیفه نشناس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " truant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "truant" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) رجوع شود به attendance officer
اضافه کردن

ترجمه های "truant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه