ترجمه "truss" به فارسی
خرپا, بقچه, شمع بهترین ترجمه های "truss" به فارسی هستند.
truss
verb
noun
دستور زبان
A bandage and belt used to hold a hernia in place. [..]
-
خرپا
architectural structure, framework construction usually comprising one or more triangular units
-
بقچه
noun -
شمع
noun
-
ترجمه های کمتر
- پشتبند
- بستن
- بارکاه
- نگهدار
- (انگلیس) بسته ی کاه
- (در اصل) بقچه بندی کردن
- (معمولا با: up) بستن
- (پل و غیره) پایه (مشتمل بر چند تیرآهن به صورت چارچوب)
- (پیش از پختن) بال ها و پاهای پرنده را به هم بستن
- (گیاه - خوشه گل در انتهای ساقه) سرخوشه
- با خرپا یا شمع مستحکم کردن
- بار سفربستن
- بسته
- بقچه بستن
- تیر مشبک
- حایل زدن
- طناب پیچ کردن
- فتق بند
- متمسک شدن
- پایه زدن
- پشتبند زدن
- گره زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " truss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "truss"
عباراتی شبیه به "truss" با ترجمه به فارسی
-
قیچی پوش
-
بیره
-
(معماری) خرپا آرایی · تیرهای خرپا · تیرهای پایه · خرپا گذاری · خرپاها · شمع گذاری
-
پل خرپایی
-
چوب بست شه پایه دار (رجوع شود به queen post)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن