ترجمه "tryout" به فارسی

آزمایش, استماع, (تئاتر) تمرین نهایی بهترین ترجمه های "tryout" به فارسی هستند.

tryout noun دستور زبان

A test of the suitability or effectiveness of a person or thing, especially of a performer (an audition) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Uh, okay, but I kind of got the feeling tonight was sort of a tryout.

    اوم ، باشه ولی امشب حس کردم دارم آزمایش میشم !

  • استماع

    noun
  • (تئاتر) تمرین نهایی

  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه - برای شرکت در تیم ورزشی یا نمایش و غیره)مسابقه ی گزینش
    • استفاده آزمایشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tryout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tryout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه