ترجمه "tryst" به فارسی

قرار ملاقات, میعادگاه, میعاد بهترین ترجمه های "tryst" به فارسی هستند.

tryst verb noun دستور زبان

A prearranged meeting or assignation, now especially between lovers to meet at a specific place and time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرار ملاقات

    noun

    You will not forget our little tryst in Venezia?

    بله، خوب، شما که قرار ملاقات درونیز را فراموش نکردهاید؟

  • میعادگاه

    noun

    then by a circuitous route made her way west again to the trysting place.

    و سپس با یک دور قمری خود را به میعادگاه رساند.

  • میعاد

    He would return again and again, faithful to the tryst.

    او همیشه از سر وفاداری در میعاد حاضر میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • (اسکاتلند) جمعه بازار
    • (اسکاتلند) قرار ملاقات گذاشتن
    • بازار خرید و فروش دام
    • تعیین وقت
    • قرار دیدار
    • محل ملاقات سری
    • وعده ی ملاقات (به ویژه سری و توسط عشاق)
    • پاتوق (trysting place هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tryst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tryst"

اضافه کردن

ترجمه های "tryst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه