ترجمه "tube" به فارسی

تیوب, لوله, مترو بهترین ترجمه های "tube" به فارسی هستند.

tube verb noun دستور زبان

Anything that is hollow and cylindrical in shape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیوب

    cylindrical container [..]

  • لوله

    noun

    There were the baseplates and sighting gear for both mortars, then the two mortar tubes.

    ابتدا صفحههای پایه و وسایلنشانهگیری هر دو خمپارهانداز و بعد خود دو لوله خمپارهاندازها.

  • مترو

    noun

    A school, a tube station and a water-treatment plant.

    يه مدرسه ( سينت.ماري ) ، يه ايستگاه مترو ، و يه نيروگاهِ تصفيه ي آب.

  • ترجمه های کمتر

    • تونل
    • لول
    • مجرا
    • نایژه
    • آهون
    • آوند
    • ماسوره
    • نای
    • (انگلیس) مترو
    • (برق) لامپ الکترونیکی (field tubeهم می گویند) 0
    • (تایر دوچرخه و غیره) تویی
    • (گیاه شناسی - بخش زیرین کاسه گل یا جام گل) آوندک
    • از لوله رد کردن
    • با لوله رساندن 1
    • ترن زیرزمینی (امریکا: subway)
    • تویی دار کردن
    • دارای لوله یا مجرا کردن
    • رجوع شود به electron tube
    • زیر راه
    • سمج vacuum -6رجوع شود به tube
    • لامپ الکترونی
    • لول دار کردن
    • لوله بدون درز
    • لوله سان کردن
    • لوله گذاری
    • نصب لوله
    • هر چیز لول مانند: استوانه
    • کنده راه
    • گرد ولول مانند کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tube " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tube proper

(informal) The London Underground [..]

+ اضافه کردن

"Tube" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tube در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tube"

عباراتی شبیه به "tube" با ترجمه به فارسی

  • (رادیو) لامپ برج سان
  • (ظرف کاسه مانند دارای لوله در وسط - برای پختن کیک) قالب کیک
  • (زنانه) بلوز لوله وار (که شانه هاو بازوها را نمی پوشاند) · تاب بدون بند
  • جوراب بی پاشنه (صاف و استوانه ای) · جوراب لوله وار
  • استوانه ی نورفشان
  • (اسباب سنجش سرعت حرکت مایعات) لوله ی پیتو
  • (در بیشتر خارپوستان) پا لوله
  • خطوط لوله · سازگان مشتمل بر چند لوله یا نایژه · لول · لوله · لوله بدون درز · لوله گذاری · لولهها · لولهگذاري · لولهگذاري (زهکشی) · نای · نایژه · نصب لوله
اضافه کردن

ترجمه های "tube" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه