ترجمه "tubing" به فارسی
لوله, نایژه, لولهگذاري بهترین ترجمه های "tubing" به فارسی هستند.
tubing
verb
noun
دستور زبان
tubes, considered as a group [..]
-
لوله
nounThere were the baseplates and sighting gear for both mortars, then the two mortar tubes.
ابتدا صفحههای پایه و وسایلنشانهگیری هر دو خمپارهانداز و بعد خود دو لوله خمپارهاندازها.
-
نایژه
-
لولهگذاري
-
ترجمه های کمتر
- لول
- نای
- خطوط لوله
- سازگان مشتمل بر چند لوله یا نایژه
- لوله بدون درز
- لوله گذاری
- لولهها
- لولهگذاري (زهکشی)
- نصب لوله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tubing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tubing" با ترجمه به فارسی
-
(رادیو) لامپ برج سان
-
استوانه ی نورفشان
-
(اسباب سنجش سرعت حرکت مایعات) لوله ی پیتو
-
(تلویزیون) لامپ تصویر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن