ترجمه "tumefaction" به فارسی
ورم, آماس, آماسیدگی بهترین ترجمه های "tumefaction" به فارسی هستند.
tumefaction
noun
دستور زبان
The process or result of tumefying, swelling, or rising into a tumour. [..]
-
ورم
The livid tumefaction spread over the leg, with blisters here and there, whence there oozed a black liquid.
ورم ماتی سرتاسر سابق پا را گرفته بود و جا به جا همراه با تاولهایی بود که مایع سیاه رنگی از آن بیرون میزد.
-
آماس
-
آماسیدگی
-
ترجمه های کمتر
- تورم
- اندام متورم
- باد کردگی
- محل باد کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tumefaction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tumefaction" با ترجمه به فارسی
-
اماس دار · متورم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن