ترجمه "tumescent" به فارسی
برامده, ورم کرده بهترین ترجمه های "tumescent" به فارسی هستند.
tumescent
adjective
دستور زبان
swollen or distended with fluid, as of erectile tissue. [..]
-
برامده
-
ورم کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tumescent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tumescent" با ترجمه به فارسی
-
بالا آمدن
-
آماس · آماسیدگی · باد کردگی · بخش یا اندام متورم · ورم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن