ترجمه "tumor" به فارسی

تومور, غده, آمو بهترین ترجمه های "tumor" به فارسی هستند.

tumor noun دستور زبان

(oncology, pathology) An abnormal growth; differential diagnosis includes abscess, metaplasia, and neoplasia. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تومور

    noun

    هرگونه توده یا برامدگی داخل یا روی سطح بدن

    It's a mass of skin and cells, like a tumor.

    یه توده از پوست و سلوله ، مثل یک تومور.

  • غده

    noun

    He had visible tumors all over his body.

    غده های بزرگ قابل دید در تمامی بدنش داشت.

  • آمو

  • ترجمه های کمتر

    • دشپل
    • دشپیل
    • گرهک
    • گوک
    • ورم
    • (مهجور) کلام اغراق آمیز (انگلیس : tumour)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tumor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tumor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tumor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه