ترجمه "tummy" به فارسی

معده, شکم, بنگاه بهترین ترجمه های "tummy" به فارسی هستند.

tummy noun دستور زبان

(childish language) stomach [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Use red cayenne pepper with caution it can irritate your tummy.

    البته فلفل قرمز را با احتیاط مصرف کنید شاید معده شما را تحریک کند.

  • شکم

    noun

    You've got tummy tucks and you've got this and you've got that.

    چربیهای شکم را بر میداریم و این کار را می کنیم و آن کار را میکنیم.

  • بنگاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شرکت
    • دل
    • (عامیانه) شکم
    • شکم گنده
    • ناحیه حاصلخیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tummy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tummy"

اضافه کردن

ترجمه های "tummy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه