ترجمه "turban" به فارسی
عمامه, دستار, (از ریشه ی فارسی : دولبند) بهترین ترجمه های "turban" به فارسی هستند.
turban
noun
دستور زبان
Man’s headdress made by winding a length of cloth round the head. [..]
-
عمامه
nounman's head-dress [..]
Certainly, you take the blonde and I'll take the one in the turban.
البته ، امشب تو بلونده رو بردار من هم عمامه ایه رو بلند می کنم
-
دستار
nounman's head-dress [..]
A son does not inherit his father's wisdom simply by wearing his turban.
پسر که فرزانگي پدر خود را با پوشيدن دستار به ارث نمي برد
-
(از ریشه ی فارسی : دولبند)
-
ترجمه های کمتر
- (زنانه) کلاه بی لبه
- هر سرپوش عمامه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turban " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "turban"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن